مدرس چه محتوایی ارائه می دهد؟
شهریار ماکیاولی به طور کلی به عنوان اثری شناخته میشود که نمودگار رئالیسم در سیاست است. رئالیسم ماکیاولی در این معنا در زمرهی مضامینی است که علیالظاهر اکثر قریب به اتفاق شارحان و دانشوران بر سر آن توافق نظر دارند. رئالیسم ماکیاولی به طور مشخص با رجوع به فصل پانزدهم شهریار وضوح پیدا میکند؛ جایی که ماکیاولی به شهریار پیشنهاد میکند برای درامانماندن از خطر اضمحلال، میبایست «قابلیت خوبنبودن را بیاموزد». با این حال در آموزهی ماکیاولی صورتی از ایدئالیسم نیز خودنمایی میکند که فهم رادیکالیسم مندرج در این ایدئالیسم، برای فهم تامّ و تمام رادیکالیسم مندرج در رئالیسم سیاسی او ضروری است؛ رئالیسمی که دقیقاً به خاطر همین خصیصهی رادیکالش، انزجار و نفرت عمیقی را در میان معاصران ماکیاولی برانگیخت. ماکیاولی در پانزدهم شهریار، صرفاً به واقعیات سخت و ضروری سیاست اشاره نمیکند بلکه تبعیّت از آنها را تعلیم میدهد. درواقع بحث، خصیصهای صرفاً معرفتی ندارد بلکه مسئله بر سر چرخش اساسی در جهتگیری تربیتی است. فیلسوفان سیاسی قدیم نیز در نگاه به طبیعت شیوهی زندگی سیاسی در میان انسانها، به همین میزان «رئالیست» بودند؛ با اینحال تعلیم آنها خصیصهای به اصطلاح ایدئالیستی داشت. ایدئالیسم آنها در تربیت سیاسی، قرینهی صورتی نیرومند از رئالیسم آنها در فلسفه، یا به بیان بهتر، آگاهی آنها از محدودیتهای عقل فلسفی برای ضبط و مهار عرصهی سیاسی بود. به همین خاطر است که میگوییم فهم رادیکالیسم مندرج در تعلیم رئالیسم سیاسی از سوی ماکیاولی، میبایست بتواند به فهم رادیکالیسم مندرج در ایدئالیسم او نیز مدد برساند. به بیان دیگر گویی چرخشی که با ماکیاولی در ساحت تربیتی رخ نموده است، مستلزم چرخشی در نگاه به خود فلسفه و انتظاراتی است که میتوان از آن داشت. از این منظر، ایدئالیسم ماکیاولی را نمیتوان به اموری چون رستگارکردن سرزمین پدری، آرمانهای جمهوریخواهانه، یا تاسیس یک علم سیاست فارغ از ارزش فروکاست، بلکه ایدئالیسم او به اندازهی رئالیسماش، و حتی شاید بسی بیشتر از آن، خصلتی رادیکال دارد و شاید بتوان گفت که اصولاً این دومی است که به اولی خدمت میکند. آرمان مزبور، آرمان شهریاری مطلقهی فلسفه است. فلسفه برای این کار باید بتواند از سطح دیالوگ در باب چیستی «امر خیر/سودمند» فراتر رفته و راههای رسیدن به آن را به نحوی صریح و روشن در اختیار بگذارد.
به زعم ما فصل ششم شهریار، از حیث فراهمآوردن امکانی برای فهم ژرفای ایدئالیسم ماکیاولی در این معنای اخیر، جایگاه فوقالعادهای دارد. ما در این دوره میکوشیم تا فصل ششم را خط به خط شرح کنیم. بدون تردید، این کار در پرتوی کل اثر از یک سو، و با در نظرداشتن اثر بزرگ دیگر او، یعنی گفتارها معنادار خواهد بود.
مدرسه عالی علوم انسانی روزگارنو
صوت اول فایل صوتی
درسگفتار ایدئالیسم ماکیاولی
صوت دوم فایل صوتی
درسگفتار ایدئالیسم ماکیاولی
صوت سوم فایل صوتی
درسگفتار ایدئالیسم ماکیاولی
صوت چهارم فایل صوتی
درسگفتار ایدئالیسم ماکیاولی
دوره های مرتبط
اقتصادسیاسی، نابرابری و فقر در ایران
فقرونابرابری از گرفتاریهای مستمر همه جوامع و محصول سیاستگزاریهاست، ایران هم از این قاعده مستثناِء نبوده ونیست. در دهه 80 که سیاستهای تعدیل ساختاری در دنیا مطرح شد و انتقال مدیریت از دولت به بازار صورت گرفت، نابرابریها گسترش یافت و در پی آن فقر افزونی یافت.
مدرنیته و معمای مشروعیت
در این درسگفتار مناقشه لوویت، اشمیت و بلومنبرگ در حوزه الهیات سیاسی تشریح می شود و استدلال های موافق و مخالف متفکرانی چون فوگلین، تاوبس و یوناس نیز بررسی می شود؛ مطالبی که برای خواننده های ایرانی کاملا تازه و جذاب است.
پولیس، زندگی جمعی در یونان باستان
افلاطون بزرگترین فیلسوف تاریخ غرب است، آنقدر بزرگ که برخی فیلسوفان، کل فلسفه و تفکر غربی را تفصیل فلسفه وی میدانند. وی در برجستهترین اثر خود «پولیتیا» Politeia که جمهور یا جمهوریت نامیده شده است به طرحریزی پولیس یا همان دولتشهر بهمثابه واحد سیاسی ـ اجتماعی زندگی جمعی یونانیان میپردازد؛ این طرحریزی تا به امروز مبنای اندیشهورزی بسیاری از متفکران در باب سیاست بوده است. درسگفتار مذکور تلاش دارد با تأمل در این موضوع به بازخوانی مفاهیم اصلی زندگی جمعی در حوزه سیاست بپردازد.
رنج تنهایی، حضور دیگری و معنای زندگی
رنج تنهایی رنج ناشی از فقدان ارتباط اصیل است. در پی رنج تنهایی است که نیاز به ارتباط رخ مینماید؛ نیاز به دوست داشتن و عشق و حضور دیگری. ما غرق در جهان دیگری هستیم.
تنهایی فقدان حضور دیگری است اما نه هر دیگری، دیگری اصیل.
chat_bubble_outlineنظرات
60,000 تومان
قوانین ثبت دیدگاه
از اینکه با ثبت نظر خود، ما را در جهت رشد و بهبود مدرسه عالی علوم انسانی یاری میکنید سپاس گزاریم. لطفا در هنگام درج نظر به نکات زیر توجه کنید: